نوعروس
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
يلدا .. يلدا ... يلدا....

اين بازی شب يلدا خيلی جالب بود. من که امروز بيشتر وقتم رو پای خوندن وبلاگ ها گذروندم و کلی فضولی کردم. البته خيلی هم که فضولی نيست. خوب خودشون نوشتن!
خلاصه که تو اين ايام تعطيل سرم گرم شد. البته من همه وبلاگر ها رو خيلی نميشناسم ولی باز هم کيف کردم...

بازی که دیگه تموم شده و کسی هم رسما از من دعوت نکرد ولی من هم تو این بازی شرکت ميکنم که مشت محکمی بر دهان ابرقدرتها و امريکا و اسرائيل بزنم !!!!! شرکت تو اين بازی حق مسلم ماست! (دیگه نمیخوام این جمله رو بشنوم یا ببینم یا هر چی...)

یکی از چیزهایی که خیلی ها در مورد من نمیدونن اینه که من ... چطوری بگم... خیلی سخته .. من دماغم رو عمل کردم! ... وای گفتم!! ‌   پیش خودمون بمونه ها! خیلی از اقوام لوئی (همسرم) نمیدونن ها!!!!  حتی دوستایی که اینجا دارم هم میچکدومشون نفهمیدن! دست دکتر یوشی درد نکنه که کارش حرف نداره! ( خوب این هم راز دوم!!)

سوم اینکه من از پوشیدن کفش پاشنه بلند کمی بدم میاد... لق لق میزنم...

بعدشم ... اینکه من تو تگزاس بدون گواهی نامه ایالتی رانندگی کردم!! البته فقط ۴۰ دقیقه!

اخریشم بگم و برم... تو بچگیم وقتی۶ سالم بود یه بار خواهر کوچیکم رو زدم همچی که پشت طفلک کبود شد! ( خدا من رو بکشه....) بهش گفتم تو رو خدا به مامان نگو... اونم نگفت.....طفلک گفت خوردم زمین... تا امروز هم هیچکس جز من و خواهرم این موضوع رو نمیدونست. قربون خواهر گلم برم...

خوب اینم از اعترافات من.... اخریش حالم رو گرفت...  فعلا من برم... تا بعد...

 راستی

   Merry Christmas and Happy Holidays


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٥/۱٠/٦ - نوعروس |لینک به نوشته