نوعروس
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
Ham and Eggs

 

اين سريال "Gray''s Anatomy" رو خيلی دوست دارم. هر وقت یه قسمتش رو میبینم به سرم میزنه که از خیر این PhD بگذرم و برم Med School!
 خلاصه سريالش در مورد يه چند تا انترنه که تو يه بيمارستان دوران رزيدنتيشونو ميگذرونن و داستان های جالبی بينشون ميگذره... البته داستان های جالب عشقی! اگه ميدونستم چطوری عکس بذارم تو وبلاگ يه چند تا عکس ازشون ميذاشتم برای کسانی که اين سريال رو نديدن...
به هر حال تو اين قسمتش يکيشون يه حرف باحالی زد حيفم اومد اينجا نگم. قضيه سر اين بود که ادم ها چقدر خودشونو به زندگيشون یا ادمی که باهاش هستن ملزم مي دونن. اونوقت يکيشون گفت که قضيه مثل داستان Ham  and Eggs ميمونه... تو اين جريان ( يعنی املت Ham و تخم مرغ) خوک کاملا نقش لازم رو داره و به قول اينها Committed است در حاليکه مرغ فقط involved است. يعنی ای! همچين هست و نيست! یه تخمی میده و میره... خیلی خودشو درگیر نمیکنه! 
حالا هرکسی خودش ميدونه که  تو زندگی  تو هر موردی که پیش میاد نقش خوک رو داره و مستقیما وارد عمل میشه يا اينکه مثل مرغ از دور يه حال و احوالی میپرسه و ميره... جالبه نه؟!

--------------------

پی نوشت: بالاخره یاد گرفتم چطوری عکس بگذارم اینجا. اینم یه عکس از برو بچه های Gray''s Anatomy....


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٥/۸/۱٤ - نوعروس |لینک به نوشته