نوعروس
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
تلويزيون ایران و هاله نور !!!!

 گاهی اوقات از طریق این سایت ایران سیما برنامه های شبکه های ايران رو ميبينم. شايد مسخره باشه ولی گاهی دلم برای همين سريال های درپيتی تنگ ميشه! حتی برای مجری های قدیمی تلويزيون ایران دلم تنگ ميشه مثلا برای اقای حياتی که اخبار میگه. به هر حال ادم ازشون خاطره داره...البته خيلی ها تازه کارن و خدا زياد کنه چقدرم لوسن!
حالا بگذریم چرا بحث من به اینجا رسید؟ قصد و غرضم این بود که با دیدن سريال های ماه رمضون به این نتیجه رسیدم که انگاری بازار دیدن هاله نور حسابی گرمه!! این پدر بزرگ دینا که مدام هاله نور می بینه و از اینده خبر میده! اون یکی سریاله رو اصلا ندیدم ولی مثل اینکه داستان یه پزشکه که بعد از عمل پیوند چشم هاله نور میبینه و نمی دونم حالا چیکار میکنه. مریض شفا میده؟ پیشگوئی میکنه؟ خلاصه همین که فهمیدم که این یکی هم نور بالا میزنه دیگه دنبال نکردم! واقعا چی به سر مردم اومده که این مزخرفات رو دنبال میکنن؟‌ یا بهتر بگم اینا چی دارن به سر مردم و اعتقاداتشون میارن؟؟


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٥/٧/٢٢ - نوعروس |لینک به نوشته

يه سوال

هفته پیش که ميرفتم دانشگاه با ديدن بچه های سال پائينی که برای ثبت نام اومده بودن ياد هفته اول دانشگاه تو تهران افتادم... يادمه که هميشه تعداد پدر و مادرها تو صف بيشتر از خود بچه ها بود!!! اما اينجا دريغ از يک نفر پدر و مادر که همراه بچه اش اومده باشه!!

نميدونم ايراد از فرهنگ ماست که همه جا دنبال بچه هامون ميريم و هميشه ساپورتشون ميکنيم يا فرهنگ اينجا که بچه ها رو از سن خيلی کم به حال خودشون ميگذارند؟ شما چی فکر ميکنيد؟؟؟؟


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٥/٧/۱۱ - نوعروس |لینک به نوشته

بوی مدرسه

یادش به خیر همیشه اول مهر که میشد همه جا بوی مدرسه میاومد... برای خریدن کتاب و دفتر و جلد کردنشون چه ذوق و شوقی داشتیم... همیشه اول یه جلد کاغذی بعدش یه برچسپ با اسم و فامیل و کلاس بعدم یه جلد  نایلونی...

اینجا ولی از بوی مهر و مدرسه خبری نیست! مدرسه ها که از یه ماه پیش شروع شده و جز خنکای اول پاییز چیز دیگه ای تو هوا نیست. ولی عجیبه که هنوزم وقتی به خاطرات اون موقع ها  
فکر میکنم انگار همه جا بوی مدرسه میپیچه...


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٥/٧/٦ - نوعروس |لینک به نوشته

من برگشتم!!!!

بالاخره من برگشتم!!

البته فقط ۱ ماه ایران بودم. از وقتی برگشتم زندگی شدیدا busy and crazy شده بود و البته هنوزم هست! خیلی حرفا دارم که کم کم باید بنویسم.

الان هم  ترم جدید شروع شده ولی سعی میکنم زود زود up date کنم...

تا بعد....


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٥/٧/۳ - نوعروس |لینک به نوشته